تبلیغات
خندیدن آزاد خندیدن آزاد - ممز جو گیر می شود ماشن می خرد تیک آف می کشد دستگیر می شود زندان می رود ...
 

ممز جو گیر می شود ماشن می خرد تیک آف می کشد دستگیر می شود زندان می رود ...

نویسنده: fesho fesho

 

ممز که در یکی از روز واسه خودش داشت خوش می گذروند و سیگار می کشید دید حمید داره با سرعت میاد طرفش به ممز که رسید گفت ایییی ییی ییی یه یهییییی بعد اومد در گوش ممز داد زد تیک آف زدم حال کردی.؟؟؟
ممز که بسیار بسیار بسیار در فکر بود با داد حمید رشته افکارش رو اصلا گم کرد.بعد بلند شد و تا حمید کتک خورد اونو زد.بعد دوباره رفت یه سیگار اورد و نشست به فکر تا اینکه سر و کله ی مصی پیدا شد و در گوش ممز بلند داد زد(((جنرال آر بیس ایز بییییینگ اتک))
ممز دوباره رشته افکارش رو گم کرد و بلند شد آنقدر مصی خیگی را زد تا تا 50 کیلو کم کرد.بعد دوباره رفت تو فکر که دوباره سر و کله ی مصی پیدا شد و شروع کرد به تعریف کردن(((((:ممز آره من یه قایق خریدم رفتم چند دوری باش زدم و کلی هم حال کردم که یه دفعه وزنم زیاد شد و قایق رفت ته آب همون موقع یکی اومد گفت مصی وزنت زیاد شد گفتم د ن پ یا شایدم گفتم پ ن د یا د ن د یا شایدم پ ن پ یا شایدم پن پن دندن یا یه چیزی تو این مایه ها داشتم با باک پر کون مسابقه باک پر کونی می زاشتیم اون پر می کرد من می خوردم حالا وزنم کم شده.هههههههههههههههههه ولی کیف داد چون باک کشتی خالی شد و کشتی سبک شد و من سنگین شدم عکسشو دوس داری ببینی دوس داری دوس داری دوس داری ممز هم گفت آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآااااره  خفه شو عکسشو ببینم و مصی هم از تو شکمش یه عکس در آورد به یاد خاطره ی اون روز:::::::
پاینشم نوشته بود یاد باد آن روزگاران یاد باد
وقتی ممز عکسو دید کمی صبر کرد بعد دوباره به مصی رم کرد و اونو لت و پار کرد عکسشم خورد بعدم رفت یه جایی دیگه فکر کنه تا اینکه ....

                                               ادامه دارد...

 

() نظرات