تبلیغات
خندیدن آزاد خندیدن آزاد - ادامه ممز جو گیر می شود ماشن می خرد تیک آف می کشد دستگیر می شود زندان می رود ...
 

ادامه ممز جو گیر می شود ماشن می خرد تیک آف می کشد دستگیر می شود زندان می رود ...

نویسنده: fesho fesho

 

ممز رفت در خونه پاک پر کون داشت فکر می کرد تا اینکه در خونه پاک پر کون این تابلو رو دید  بعدشم کلی خندید و دوباره رشته افکارش پاره شد .رفت در خونه فری زنگ زد و گرفتش به بار کتک داشت اونو کتک می زد که ناگهان دید فری می گوید لامصب داشتم کتاب می نوشتم رشته افکارمو پاره کردی و بعد فری گرفت ممز رو زد تا اینکه شهی پیداش شد و این صحنه را که دید با ناخن هایش زد فری را له و لورده کرد و این باعث شد تا فری تسلیم شود و برود کتابش را برایشان بیاورد بخواند این کتاب فری بود...::::
و باک پر کون شروع کرد به خوندن:
یه روزی حمید پسر ممز که تازه یاد گرفته بود راه برود اومد و باک موتور بابامو پر کرد و من یاد گرفتم و حالا هر شب باک موتور بابامو پر می کنم بابامم پول بنزین نمی ده و من خوشحالم همه چی آرومه من به تو سگ بستم می دونم کنارمی به خودم می بازم لا لا لا لا...
ممز که این داستان رو خوند تصمیم گرفت ماشین بخرد تا پول بنزین ندهد و رفت ماشین خرید و پسر خاله ی فری را برای اینکه لاستیک های ماشینش رو روغن کاری کنه استخدام و حمید و فری رو هم برای باک پر کردن استخدام کرد...

                                                   ادامه دارد...

 

() نظرات